تبليغاتX
انجمن شناخت ائمه معصومین علیهم السلام ::
انجمن شناخت ائمه معصومین علیهم السلام
زندگانی امام علی بن ابیطالب ( ع ) 
 

زندگانى امام على بن ابيطالب‏عليه السلام

 

نام: على‏عليه السلام‏ پدر و مادر: ابو طالب فاطمه بنت اسد شهرت: اميرمؤمنان

عليه السلام‏ كنيه: ابو الحسن‏ زمان و محل تولد: سيزدهم رجب، ده سال

قبل از بعثت، در درون كعبه متولد شد.
دوران خلافت: سال 36 تا 40 ه.ق

( حدود چهار سال و نه ماه) مدت امامت: 30 سال‏ زمان ومحل شهادت: صبح‏19رمضان سال‏40 هجرت، توسط ابن‏ملجم در مسجد كوفه، ضربت خورد، و شب 21 رمضان در سن 63 سالگى در كوفه به شهادت رسيد.
مرقد شريف: در نجف اشرف‏ دوران عمر: در چهار بخش: 1 - دوران كودكى ( حدود ده سال) 2 - دوران ملازمت با پيامبرصلى الله عليه وآله ( حدود23سال) 3 - دوران كناره‏گيرى از دستگاه خلافت ( حدود 25 سال) 4 - دوران خلافت ( حدود 4 سال و 9 ماه)

آن حضرت دومین شخص عالم اسلام(پس از رسول اكرم (ص))و وصى و ولى مطلق هستند و اعتقاد به امامت و وصایت و ولایت آن حضرت و یازده فرزند بزرگوارش یكى از اصول مذهب امامیه است. اما عده‏اى از پیروان و معتقدان آن حضرت به ملاحظه كثرت فضایل و كرامات ایشان از جاده اعتدال منحرف شده و اعتقاداتى فوق اعتقادات شیعه امامیه درباره ایشان پیدا كرده‏اند. این عده به غلات یعنى غلو كنندگان معروف شده‏اند و هم در نظر اهل سنت و هم در نظر شیعه از جاده هدایت به دور افتاده‏اند و از اهل بدعت و ضلال محسوب مى‏گردند.

ابو طالب نام پدر ایشان بود و این كنیه‏اى بود به جهت پسر بزرگترش كه طالب نام داشت و این كنیه بر نام واقعى او كه عبد مناف بود غالب آمد و در تاریخ اسلام هیچگاه او را عبد مناف نخوانده‏اند و فقط با ابو طالب از او یاد كرده‏اند.

حضرت على (ع) به جز كنیه ابو الحسن به ابو تراب نیز معروف بود و این كنیه را حضرت رسول (ص) به او داده بود و آن هنگامى بود كه او را بر روى خاك خوابیده دیده بود و او را بیدار كرده و گرد و خاك از پشت او برافشانده و فرموده بود تو ابو تراب هستى. آن حضرت این كنیه را چون از جانب رسول اكرم (ص) به او داده شده بود بسیار دوست مى‏داشت و آن را بر كنیه‏ها و القاب دیگر ترجیح مى‏داد. اما بنى امیه و دشمنان حضرت در این كنیه نوعى تحقیر و توهین مى‏دیدند و به كسان خود دستور داده بودند كه آن را همچون دشنام و ناسزایى درباره او بكار برند. زیاد بن ابیه و پسرش عبید اللّه بن زیاد و حجاج بن یوسف ثقفى این كنیه را درباره او بسیار بكار مى‏بردند.

مى‏گویند مادرش او را حیدره نام نهاده بود، اما پدرش ابو طالب نام او را به على تغییر داد. در رجزى كه به آن حضرت منسوب است و آن را در غزوه خیبر در برابر مرحب خیبرى خوانده است تصریح به این معنى است، زیرا حضرت در این رجز فرموده است: أنا الذی سمتنی أمی حیدرة (من كسى هستم كه مادرم مرا حیدره نامید)

مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف بن قصى است و بنا به گفته علماى انساب نخستین زن هاشمى است كه به ازدواج یك مرد هاشمى (ابو طالب) درآمده است و صاحب فرزند شده است. این بانو را یازدهمین كسى گفته‏اند كه اسلام آورده و حضرت رسول (ص) بر جنازه او نماز خواند و فرمود كه پس از ابو طالب هیچكس درباره من بیشتر از او نیكى نكرده است.

بنيان پاك و ميلاد فرخنده‏
مولود بزرگ‏ مكّه در يكى از ماههاى حرام "رجب" پذيراى مقدم زائران بيت‏اللَّه‏الحرام بود.
زائران آداب و مناسك مربوط به زيارت خانه خدا را انجام‏مى‏دادند و به گرد آن طواف مى‏كردند.
گاه پروردگارشان را مى‏خواندندوگاه نيز بتها را.
درميان آنان زن بزرگوارى نيز ديده مى‏شد كه او هم به‏طواف مشغول بود امّا نه آنسان كه ديگران، آرى توجّه او تنهابه خداى‏يكتا معطوف بود.
روحش لبريز از خضوع خداگرايان و خشوع محتاجان‏و وقار و متانت اميدواران به فضل خدا بود.
خداى يگانه را مى‏خواند و ازاو مى‏خواست سنگينى بارى را كه از آن مى‏ترسيد و پرهيز مى‏كرد، كاهش‏دهد.
او پيش از اين سه پسر و يك دختر زاده بود، امّا در هيچ كدام از آنهادرد زايمان مانند اين بار، بر وى و اعصابش فشار نياورده بود.
بسيار مى‏گريست و با التماس خدا را مى‏خواند تا شايد درد زايمان رابر او آسان گرداند كه ناگهان در قسمت غربى خانه خدا، جايى كه گروهى‏از حجاج گرد آمده بودند، حادثه شگفت‏آورى رخ داد: آن زن در آخرين طوافهاى خود به دور خانه خدا نزديك ركن يمانى‏رسيده بود كه به ناگاه ديوار خانه براى او از هم شكافت و گويى بانگى‏آهسته او را صدا زد كه به خانه پروردگارت درون آى! زن به درون رفت و مردم درعين شگفتى و ناباورى اين صحنه رامى‏ديدند وهمچون حيرت‏زدگان فرياد سر مى‏دادند.
درپى فرياد و غوغاى‏اينان ديگر زائران نيز به سوى آنان مى‏آمدند و از ايشان درباره واقعه‏اى كه‏رخ داده بود پرسش مى‏كردند.
اين زن كيست؟! اين زن كه هم‏اكنون طواف‏مى‏كرد نوه هاشم، دختر اسد، همسر ابوطالب، مادر ام هانى و طالب‏وعقيل و جعفر است.
آرى او فاطمه نام دارد.
مردم جمع شده بودند.
سران و بزرگانشان نيز درميان آنان به چشم‏مى‏خوردند.
زمانى گذشت دوباره همان ديوار شكاف برداشت.
چهره‏حاضران از خوشى درخشيدن گرفت.
سيماى آن مولود بزرگ، كه بردستان مادر بزرگوارش درحال تقلّا و جنب و جوش بود، نيز مى‏درخشيد! اين رويداد در نوع خود بى‏نضير بود، ديوار خانه خدا بشكافد و زنى‏باردار قدم به درون آن گذارد و در بيت‏اللَّه الحرام، اين مركز پرتو افشانى‏روحانى وبركت الهى، مكانى كه از ديدگاه اعراب "مقدّسترين‏ومحترمترين" مكانها محسوب مى‏شود، كودك خود را به دنيا آورد.
اين كرامتى بود براى بنى هاشم بر قريش و براى قريش بر اعراب،چراكه صاحب خانه كعبه آنان را بدين عنايت، به رياست و سرورى‏خانه‏اش برگزيده بود و به زنى از آنان اجازه داده بود كه كودك خود را،با عزّت و عظمت، در خانه‏اش به دنيا آورد.
اين خبر خوش در خانه‏هاى بنى‏هاشم نيز پيچيد و زنانشان با شگفتى‏وسرور به فاطمه شادباش مى‏گفتند.
سران و بزرگان نيز به سوى ابوطالب‏مى‏رفتند ومقدم اين مولود بزرگ را به وى مباركباد مى‏گفتند.
درميان‏اينان جوانى نيز بود كه نسبت به تولد اين كودك، بيش از ديگران توجّه‏نشان مى‏داد.
او به كودك مى‏نگريست امّا نه آنچنان كه مردان ديگر به اومى‏نگريستند.
اين جوان محمّد بن عبداللَّه‏صلى الله عليه وآله نام داشت كه همواره به‏عنوان يكى از اعضاى خانواده ابوطالب به شمار مى‏آمد.
وقتى كه وى طفل‏را بغل گرفت آيات خدا را خواند و از آن كودك در شگفت شد و ميلادش‏را تبريك گفت.
نقل كرده‏اند كه اين كودك چشمانش را جز بر چهره مبارك پسرعمّش، پيامبر گرامى‏صلى الله عليه وآله، نگشود.
او را على نام نهادند.
مادرش براى اونام "حيدر" را برگزيد.
اگرچه اين نام حاكى از كمال جسمانى كودكى بودكه قهرمانيهاى آينده را به ياد مى‏آورد امّا نام ديگر ( على) نشانگر برترى‏وى در امور معنوى به حساب مى‏آمد.
ميلاد معجزه‏آسا ولادت على‏عليه السلام، همچون شهادت وى گواه حقى بر راستى رسالتهاى‏الهى است.
او در تمام ابعاد حياتش، از ولادت تا شهادت، آيت بزرگ‏خداوند به حساب مى‏آيد.
به راستى چرا بايد ولادت پيامبران و امامان‏هميشه با عجايب وشگفتيها همراه باشد؟ حضرت موسى‏عليه السلام در صندوقى‏گذارده شد و در درياى نيل رها گشت و دريا او را به ساحل برد تا در پناه‏خدا پرورش يابد! حضرت عيسى‏عليه السلام، بدون آن كه پدرى داشته باشد زاده شد و دركودكى در گهواره با مردم لب به سخن گشود! .
ولادت پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمّدصلى الله عليه وآله نيز با حوادثى‏همراه بود.
كنگره‏هاى كاخ پارس فرو ريخت و شعله‏هاى سربر كشيده‏آتشكده‏هاى آنها فرونشست و آب درياچه ساوه به خشكى گراييد و .
و على‏عليه السلام، پس از آن كه ديوار خانه كعبه براى مادرش شكاف‏برداشت درون خانه خدا به دنيا آمد! چرا؟! آيا بدين خاطر كه خداوند اينان را پيش‏از ولادتشان به‏رسالت برگزيده‏است.
زيرا كه در عالم ذر زودتر از صالحان ديگر، پرسش پروردگار خودرا پاسخ گفتند و خداوند با علم خويش از احوال آنان، ايشان را برگزيدوفضل آنان را با ولادتهاى معجزه‏آسا بر همه آشكار كرد.

خوابیدن در جای پیامبر   )ص)

بنابر روایات سیره‏نویسان، در شبى كه قریش قصد داشتند به خانه حضرت رسول (ص) بریزند و او را به قتل برسانند، پیامبر (ص) آن شب به تعلیم جبرئیل در بستر خود نخوابید و به على(ع) گفت در بستر من بخواب و این پارچه سبز حضرمى را بر خود بپوشان كه آنها نخواهند توانست آزارى به تو برسانند. آن شب حضرت رسول (ص) با ابو بكر از مكه بیرون رفت و امام على (ع) در رختخواب او خوابید. كفار قریش بر در خانه آن حضرت گرد آمده بودند و مراقب او بودند و مى‏پنداشتند كه آنكه خوابیده است خود حضرت رسول (ص) است. نزدیك بامداد امام على آن پارچه را به یكسو افكند و قریش به اشتباه خود پى‏بردند. اما دیر شده بود زیرا حضرت رسول (ص) از مكه بیرون رفته بود. على سه شبانه روز در مكه ماند تا اماناتى را كه مردم پیش رسول اكرم (ص) داشتند مسترد كند و پس از به پایان رساندن این مأموریت از مكه بیرون رفت و به حضرت رسول (ص) پیوست.

ازدواج با فاطمه (

در سال اول یا دوم یا سوم هجرى، حضرت رسول (ص) فاطمه (ع) را به امام على (ع) تزویج كرد. بنا بر بعضى روایات مَهر آن حضرت پانصد درهم بود كه مطابق با وزن دوازده اوقیه و نیم نقره است (هر اوقیه چهل درهم است) و گفته‏اند كه مهر دختران دیگر حضرت رسول (ص) نیز به همین مقدار بوده است. اما درباره مهر حضرت فاطمه (ع) اقوال دیگرى هم ذكر شده است كه باید به كتب مفصل رجوع كرد.

بنا بر بعضى از روایات ابتدا ابو بكر و عمر از حضرت فاطمه (ع) خواستگارى كرده بودند، ولى حضرت رسول (ص) پاسخ رد به ایشان داده بود. در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرى حسن بن على (ع) از این ازدواج بوجود آمد و در سوم شعبان سال چهارم هجرت تولد حسین بن على (ع) اتفاق افتاد

|+|
نوشته شده توسط انجمن شناخت ائمه معصومین علیهم السلام در چهارشنبه 1386/01/15 و ساعت 8:20 قبل از ظهر