فرا رسیدن ایام مبارک بعثت خاتم رسولان و برترین بشر حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) مبارک باد

در غار حرا گشوده شد دفتر نور دادند کتاب نور بر رهبر نور
شـد بـعثت والای مـحمد یـعنی گردیدامین مکه پیغمبر نور

حدیث:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: خدای مرا به نه خصلت سفارش نموده است: مرا توصیه نموده به اخلاص در پنهان و ظاهر (علانیت)، و به عدالت پیشگی در حال خوشنودی و غضب، و اقتصاد (میانه روی) در حال فقر و بی نیازی، و اینکه گذشت کنم از آنکس که به من ظلم نموده، و عطا کنم بر آنکس که مرا محروم کرده، و وصل کنم با آنکس که از من قطع نموده است، و اینکه سکوت من فکر و سخن من ذکر و نگاه من عبرت باشد.
شرح:
در این حدیث شریف نکات بسیاری نهفته است. ما می دانیم که خدای متعال معصومین چهارده گانه (علیهم السلام) را نمایندگان خود روی زمین قرار داده است. آنان مأمور هستند تا بندگان خدا را تربیت نموده و به راه راست هدایت نمایند. آن بزرگواران توسط روشهایی مناسب با گنجایش و فهم افراد، ایشان را با واجبات آشنا کرده و از محرمات و گناهان دور می سازند.
در ابتدای این حدیث حضرت رسول بعضی از توصیه های خدا را به خویش عنوان نموده تا کم کم توسط اوامری که خدا به ظاهر به رسولش توصیه کرده، مردم نیز به آن صفات خود را نزدیک نمایند...
توصیۀ اول: اخلاص که در احادیث گذشته به معنای آن اشاره شد یعنی: عمل خود را برای رضای خدا انجام دادن و نه برای دید و رضای مردم.
شاید آسان باشد برای بعضی از انسانها در اینکه عمل خود را در خلوت و به دور از چشم مردم خالی از ریا قرار دهند، اما در مقابل چشمان مردم توجه نمودن به اخلاص در عمل کمی سخت می باشد.
توصیۀ دوم: عدالت پیشگی و انصاف از صفات بسیار مهمی است که اگر به آن توجه شود سبب آبادی زمین و سعادت بشر در دنیا و آخرت خواهد بود.
چنانچه عدالت در هنگام خوشنودی و سرور من قرار گیرد بدون واهمه به آن عمل خواهم کرد، چرا که در آن حال خود هم به این کار راضی هستم. اما اگر در حالت خشم مواجه شوم با این صفت برعکس عدالت، ظلم را شیوۀ خود قرار می دهم، مگر اینکه انسان پرهیزکاری باشم تا توسط یاد نمودن از خشم و عذاب الهی، خشم خود را فرو نشانم و به عدالت رفتار کنم.
در اینجا حدیث دیگری از زبان رسول خدا به ذهن می رسد که فرمودند: پادشاهی و سلطنت می شود که با کفر باقی و پایدار بماند اما با ظلم هرگز دوام نخواهد داشت.
توصیۀ سوم: میانه روی و اقتصاد در امور زندگی بسیار ضروری است. این صفت در هر حال و در هر شرایطی لازم است که به کار برده شود. خواه در حال نیاز و تنگدستی باشد، که در این صورت چاره ای جز این نیست، و خواه در حال غنا و ثروتمندی.
اگر انسان به این صفت عمل کند، در زندگی هیج گاه به فقر و یا به گناه اسراف کاری مبتلا نخواهد شد. فراتر از این می تواند با باقیماندۀ اموال خویش به کارهای خیر و آرزوهای نیک خود مشغول شود.
توصیۀ چهارم: عفو و گذشت از کسی که به من ظلم نموده در چه شرایطی سزاوار و مجاز می باشد؟
جواب این سؤال با بیان مثالی چند روشن خواهد شد.
چنانچه من زنی متأهل باشم و همسر من در زندگی به من ظلم نموده و حال پشیمان است و به گونه ای از من پوزش می طلبد. آیا سزاوار است که من از ظلم او گذشت کنم یا خیر؟ بـــــــــله
در این گونه پیشامدها و به اصطلاح ظلمهای شخصی، هر مقدار که انسان گذشت و عفو را شیوۀ خود قرار دهد به خوشنودی خدای رحمان نزدیکتر خواهد بود.
و یا مثلا بنده دوستی دارم که آبروی مرا ریخته است و حق مرا ضایع نموده اما پس از گذشت زمانی پشیمان شده از رفتاری که با من داشته، حال من نباید جواب ظلم او را با ظلم بدهم بلکه شایسته است تا ظلم او را با عفو و گذشت جوابگو باشم.
البته لازم به ذکر است که این کار (عفو و گذشت) بسیار مشکل است اما خوب است برای تسهیل این صفت حدیث شریف دیگری را مرور کنیم و آن به این مضمون می باشد: بنده ای که از دیگران عفو و گذشت کند، خدای از گناهان او چشم پوشی خواهد کرد.
توصیۀ پنجم و ششم: عطا کردن و وصل نمودن.
این دو فراز بر اساس همان عفو و گذشت بنا شده است. آنکس که مرا محروم کرد و حق مرا پایمال نمود و زمانی گذشت، من ثروتمند گشته و او فقیر گردید؛ حال من چگونه جواب او را بدهم با ظلم یا با عفو؟!
اما فراز بعدی در رابطه با کسی است که رابطۀ خود را با خویشان قطع نموده و به معنای دیگر به آنان پشت کرده.
خدای بزرگ بشر را خلق نموده تا در کنار هم با صلح و صفا و صمیمیت زندگی را بسر رسانند. او هرگز نمی پسندد که بنده ای این شیوه را بدون عذری موجه کنار گذارد و رابطه ای که بر اساس دوستی بنا شده را قطع نماید.
قطع رحم: یعنی شکستن رابطۀ خود با خویشان و فامیل خود، اما کلامی که حضرت رسول در این موضوع ایراد نموده اند معنای بزرگتری را در بر دارد و آن عدم قطع نمودن هر گونه رابطۀ صمیمانه است با عموم انسانها. خواه او فامیل من باشد و یا شخصی غریبه...
استثنائاتی چند:
گفته شد که انسانها در عموم باید عفو و گذشت، عطا و جود و وصل نمودن رابطۀ خویش را با دیگران رعایت نموده و انجام دهند. اما در بعضی از موارد این کارها حرام می شود و همانگونه که خدای متعال به من دستور داده که عفو کنم در موردی معین دستور می دهد که عفو نکنم.
اگر شخصی حق دینی مرا پایمال نمود یعنی نگذاشت من به سوی راه راست هدایت شوم متعمدا، آیا من از گناه او بگذرم یا نه؟ خیر، نباید گذشت کنم.
افرادی مانند دیکتاتور معروف صدام (لعنة الله علیه)، با آنهمه ظلمی که به مردم و زیردستان خود نمود آیا گذشت از افعال او واجب است؟ خیر بلکه حرام می باشد.
آیا اگر کسی همانند شمر (لعنة الله علیه) قاتل امام حسین (علیه السلام) مرا محروم کرد آیا در مقابل باید بر او عطا و جود نمایم؟ خیر، این گونه جود و عطا حرام می باشد.
چه بسیار کسانی که در راه اهداف شوم یزید (لعنة الله علیه) و قتل امام حسین (علیه السلام) اموال خود را پیشکش کرده و صرف می کردند، اما عطایی که آنان نمودند تمام مایۀ خشم خدا گردید.
و یا اگر کسی رابطه اش را با خدا و نمایندگان او قطع نمود، مانند بسیاری از افراد در این زمان، در حالی که دشمنی او در این مسیر بسیار آشکار و روشن بود برای من، آیا من رابطه ام را با او مستدام قرار دهم و یا واجب است که قطع کنم؟ واجب است که قطع نمایم.
حال در مورد توصیه های دیگر در پایان این حدیث: سکوت من اگر از راه وقت گذرانی و تکاسل نباشد بلکه تفکر در مسائلی مانند خداشناسی و فهم دین باشد بسیار نیک و خوب است.
همینگونه اگر سخن و کلام من ذکر و تسبیح خدای عظیم شود و خالی از کلمات بیهوده و حرام باشد، این عمل نیز باعث خوشنودی خداست.
در پایان اگر دید و نگاه من به هر مسأله و پیشآمد در این دنیا مایۀ درس و عبرت گیری من باشد، هرگز عمل من خالی از حکمت نباشد و عمر من به هدر نخواهد رفت.
هان، عمر انسان قیمت زیادی دارد و سزاوار نیست انسان آن را در راهی جز راه بهره برداری و توشه برای آخرت سپری کند...دیگر اینکه فراگرفتن علوم گرانبهایی از احادیث اهل بیت (علیهم السلام) هنر نیست بلکه هنر عمل نمودن به آن علوم می باشد...
احمد که به دردها بود نامش بس در نظم جهان نظام احکامش بس
گر خلق جهان ز دین او برگردند ایـمان علی به او و اسلامش بس


